تبليغاتX
صفحه سيــزده

صفحه سيــزده

33

33

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  | 

22

22

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  | 

يبل

يبلي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  | 

نامه اي ته گشاده به نماينده محترم

 

با عرض سلام و تحيّات و قبل از هر چيز مراتب تبريكات. مجلس نو مبارك، ميمون! و بعد از تبريك، آرزوي قبولي طاعات و عبادات. اميد است در اين چهار سال، طاعات و عبادات شما مقبول واقع گردد.

 

رسم نامه نگاري را خيلي وقت پيش، دكتر احمدي نژاد باب نمود ما نيز همان خيلي وقت پيش، پيش خودمان گفتيم مگر ما چيمان كمتر است؟! فلذا تصميم به نامه نگاري آنهم از نوع رمانتيكش نموديم.

 

...

آسمانش مه گرفته، بيابانش گرد و خاك، كوههايش سر در آسمان دارد و مردمانش پاي در گل

هوا بس ناجوانمردانه گرد و خاك است.

گرد و خاكي بسيار ...

و ناگهان از وراي گرد و خاك نوري قرمز رنگ نمايان ميگردد.

لحظه اي آسمان تو بنگر چهره اش ارغواني است! بلكه قرمز است!

و نماينده نه چندان جديد خرامان در راه، به مامن ميرسد تا گرد و خاكها بخوابند.

 

گرد و خاك خوابيد، گرد خوابيد، خاك خوابيد همه خوابيدند، همه را خواباندند، خيلي ها خواب مي ديدند و خيلي ها از خواب بيدار شدند و خيلي ها هنوز خوابند.

 

شايد خوابيدن بهترين كار است، بخواب!

براي خوابيدن بايد اول دراز كشيد، شايد هم بايد نشست و يا شايد بايد خم شد! بايد خم شد و وظيفه خود را به درستي انجام داد.

نظريه اي در صف وجود دارد كه در اينجا نيز حاكم است. جلويي صاف بايستد تا ما خم شويم يا جلويي خم شود تا ما صاف بايستيم. كداميك بهتر است؟! كه البته حالت اول سودي نه براي جلويي و نه براي عقبي ندارد! تاريخي به عمق 8 سال اينرا نشان داد. باشد كه مدتي جلويي خم شود و ما صاف بايستيم.

چه بايد كرد، غير از اين نبوده و نيست. جلو رفتن پشتكار ميخواهد. و پشت كار مايه موفقيت است در جمعي كه همه، آن پشتها كار دارند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  | 

سفيد

سفيد هم يك مطلبي است براي خودش!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  | 

نمونه اي از بروكراسي اداري

 

نامه شماره ۱

باسمه تعالي

از: شهرداريهاي مناطق 1و2و3

به: شهردار محترم سقز

 

با اهداء سلام

احتراماً به استحضار ميرساند با توجه به نزديك شدن فصل بهار و تصميم هماهنگ شهرداريهاي مناطق 1و2و3 براي اصلاح فضاهاي سبز سطح شهر، لطفاً در صورت امكان تا نيمه دوم اسفند ماه جهت تامين سيزده تن كود حيواني اقدام نمائيد.

----------------------------------------------

 

 

يك روز بعد ......... / نامه شماره ۲

باسمه تعالي

از: شهردار شهرستان سقز

به: رياست محترم سازمان محيط زيست استان

 

سلامٌ عليكم

احتراماً با توجه به نياز مبرم اين شهرستان به تامين و اصلاح فضاهاي سبز لطفاً مقدار ۱/۱۳ تن كود حيواني را از محل اعتبارات استاني به اين شهرستان اختصاص دهيد.

 

----------------------------------------------

 

 

 

دو روز بعد .......... / نامه شماره ۳

باسمه تعالي

از: رياست سازمان محيط زيست

به: معاون محترم استانداري

نظر به درخواست شهرداري سقز نسبت به تامين كود اين شهرستان، لطفاً تصميمات لازم را ابلاغ فرمائيد.

----------------------------------------------

 

 

 

چند روز بعد .......... / نامه شماره ۴

باسمه تعالي

از: معاونت استانداري

به: شهرداري سقز

 

درخواست شما مبني بر تامين كود اين شهرستان در جلسات استاني مطرح گرديد كه به علت كسريهاي مكرر بودجه قادر به تامين كود اين شهرستان نخواهيم بود. خواهشمند است با توجه به خود كفايي جناب عالي، از پتانسيلهاي دروني استفاده شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  | 

والن تايم مبارك!!!

 
البته روز والنتاين از همان بلاد غرب و در راس آنها شيطان بزرگ باب شد و در سالهاي اخير در همين ممالك شرق نيز مد گرديد. لذا من هم به نوبه خودم، اين روز را به تمام عشاق، علي الخصوص آن ور آبي ها تبريك ميگويم. نكته حائز اهميت در اين روز بزرگ اين است كه به علت اختلاف طول و عرض جغرافيايي ممالك شرق با بلاد غرب، اين روز بزرگ در بلاد غرب مواجه ميشود با شبي بزرگ درممالك شرق و از اين حيث اين جشن در ممالك شرق معمولاً آخر شبها برگذار ميگردد و در اين ممالك بيشتر به جنبه معنوي قضيه پرداخته ميشود! بنده باز هم اين شب بزرگ را به تمام عشاق و اين بار به اين ور آبي ها تبريك ميگويم.
 
 
 
در باب افسانه والنتاين داستانهاي بسياري نقل ميشود كه يكي از آن داستانها را بنده شخصاً از پدر پدربزرگم شنيدم كه گويا...
 
به نقل آمده است كه در روستايي در اطراف سقز، كه اكنون براي خودش شهري شده است، آزاد مردي به نام حسن زيرك* و از خانواده اي ثروتمند به دنيا مي آيد. اين مرد نامدار در عهد شباب، عاشق كنيزكي فرانسوي ميشود كه در خانه حسن، كنيزي ميكرد.
مورخان از فراست و زيبايي اين كنيزك بسيار نوشته اند كه البته در كتب جديد منتشر نميشود. و باز هم در كتب قديم آمده است كه روزي حسن را به سبب قطعي مكرر گاز سرما خوردگي سختي در بر گرفت و به تشخيص دوكتوور، چاره دردش جوشانده گياهي بود كه در يكي از دور افتاده ترين كوهستانهاي فرانسه سر از خاك برون مي آورد.
 
كنيزك مامور تهيه گياه شد و هفت شبانه روز به عشق حسن، در راه بود تا توانست گياه را براي او مهيا كند.
حسن در اين هفت شبانه روز زني اختيار كرد و به پاس قدر داني از كنيزك، وي را نيز به عقد خود در آورده و او را زن دوم خود كرد.
 
از اين ماجرا سالها ميگذرد و حسن توانست در دو سري سرماخوردگي ديگر دو زن ديگر نيز اختيار نمايد. حسن قصه ما در آن روزگار، چهار زن را ساپورت ميكرد اما حسن بيچاره، تمام چوب خطهايش پر شده بود و ديگر رغبتي به سرما خودگي نداشت.
 
بسيار تراژيك است كه بگويم والنتاين مصادف است با روزي كه كنيزك چشم از جهان فرو بست و حسن همان روز توانست در كمال عشق زن ديگري اختيار كند.
 
 
 

پاورقي :
 
*حسن: خيلي از ماها!
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيزده نويس  |